یه مشت حرف های خُب که چی! گونه

آپانـدیـسـی که دلش میخواست بتــرکد

یه مشت حرف های خُب که چی! گونه

آپانـدیـسـی که دلش میخواست بتــرکد

برای چی و کی مینویسیم؟

شنبه, ۹ آذر ۱۳۹۲، ۰۸:۴۹ ب.ظ

نه واقعا برای چی مینویسیم؟

اینجا مینویسیم که تجربیاتمونو به رخ بکشیم؟

تجربیاتمونو در معرض همگان بذاریم؟

خاطراتمونو برا دیگران تعریف کنیم؟

مینویسیم که بگیم هستیم؟

این نوشتن یه عادت شده؟

میخوایم ایده های خودمونو در معرض تماشا بگذاریم؟

نظریه هامونو در مورد مسائل روز جامعه مطرح میکنیم؟

شـَلـَم شولوا مینویسیم؟

هردمبیل مینویسیم؟

یه خط مشخص برا خودمون تعیین میکنیم  تا خواننده هامون خاص باشن؟

برای همه مینویسیم؟

برای چی مینویسیم؟

برای کی مینویسیم؟

عاشقانه هامونو؟

روزمرگی هامون؟

سیاسی هامونو؟

اشعارمونو؟

داستان هامونو؟

نه جدا برا چی مینویسیم؟

مهمه که کسی بخونه؟

نمیشه تو یه دفتر یاد داشت بنویسیم؟

تعداد خواننده هامون مهمه برامون؟

تعداد کامنت ها مهمه برامون؟

برامون مهمه که فلانی باید بخونه؟ هرچند تو فضای فکریش نباشه؟

اگه طرف عاشق پیشه باشه و ما سیاسی بنویسیم و نیاد نخونه و یا بخونه و کامنت نذاره ناراحت میشیم؟

دقیقا چطوری ناراحت میشیم؟

چه چیز این وبلاگ نویسی خوشحالمون میکنه؟

با نوشتن کسب درامد میکنیم؟

اوقات فراغتمونو پر میکنیم؟

بقیه رو سر کار میذاریم؟

برای نوشتنمون احساس تکلیف میکنیم؟

اگه ننویسیم چیزی از بقیه کم میشه؟

اگه نباشی به کسی بر میخوره؟

به نظرمون بقیه برا چی میان میخونن؟

به خاطر خودمون میان میخونن؟

به خاطر نوشته ها مون میان میخونن؟

به خاطر سبک نوشتنمون؟

موضوع های انتخابیمون؟

به خاطر طنز کلامیمون؟

نه.. واقعا برا چی مینویسیم؟





نظرات  (۱۷)

۰۹ آذر ۹۲ ، ۲۰:۵۳ همسر جانت
الان این سوال ها رو از خودت پرسیدی دیگه!
اگه نه من خودم بپرسم از تو
پاسخ:
نه عزیزم زحمت چرا؟ هممممشو از خودم پرسیدم
فکر کنم می نویسیم که بگیم هستیم...حالا زیر شاخه ها شروع...به نظرم الکی خودت خسته کردی این همه نوشتی یک علامت + میزاشتی کافی بود خخخخخ
پاسخ:
واقعا؟ یه + ؟ هوممم فکر کنم بلند بلند فکر کردم فقط
من احساس میکنم ترکیب و تو همسرت...بچه ای میشه که در آینده سازنده ورژن پیشرفته انیمیشن میگ میگ و آقا گرگه....یه چیزهایی مثل منقل و بحث فلسفی بهس اضافه میشه :)

در تمام ثبت این کامنت روم به تو بود مرتیکه متعصب :دی
پاسخ:
یعنی واقعیتش من مرتیکه نیستما. چرا خوب یه تیکه مر (آقا) هستم ولی..
دقیقا یک +..حیف کمپیوتری نیستی هرچند شاید دوستشون داشتی..ولی تو فکرهات هم همین + میزاشتی خخخخخ
پاسخ:
:)
خب عذرمیخوام نمیدونستم ناراحتت میکنه..ببخشید هرچند به شوخی ولی دیگه این کلمه رو استفاده نمیکنم @
پاسخ:
:) ممنونم جیگر
۰۹ آذر ۹۲ ، ۲۳:۱۵ من یه کرگدنم
من که روزمرگی هامو مینویسم!
البته نه همه رو!تو خودتو درگیر اینجا کردی!اشکالی ام نداره!هرکی یه جور حال میکنه!
پاسخ:
نه رضا من خودمو در گیر اینجا نکردم. اونی که در گیر اینجاست کسیه که روزی لااقل ده دوازده ساعت تو نته. البته نا گفته نمونه که نوشته های تو یه چیزی فرا تر از روزمرگیه . مخصوصا روزایی که در مورد مردان .... مینوشتی.

۱۰ آذر ۹۲ ، ۱۳:۱۸ گیس بریده
سوالات فلسفی می پرسی میرزا
پاسخ:
فلسفی بود واقعا؟
شما رو نمیدونم
بهرحال هر کسی دلیل خودش رو داره
منم قبلا نمی نوشتم
ولی الان دارم وبلاگ نویسی میکنم
کاری که ازش بدم میاد
شاید برای لحظه ای همدردی
اینکه دیده شوی
نفسی چاق کنی
و با دیگران باشی
این روزها نیست هیچکس
همه در چاه تنهایی اسیرن!!!
پاسخ:
مرسی از صداقتت
هر وقت جواب اینا رو یافتی همین جا اعلامیه بزن ما هم روشن شیم میرزا!!!!!
پاسخ:
همین قصد رو دارم آزی
خب الان تو گرونی کاغذ اینجا بنویسی به صرفه تره برات تا توی دفتر یادداشت
پاسخ:
اینترنت ارزونه اونوخ؟
۱۱ آذر ۹۲ ، ۱۵:۰۸ خواهر دلبند
با واژه ی جلب توجه! جلب محبت؟ جلب جلابت؟ جلب جلبک؟ آشنایی داری آیا؟
هرچی مینویسی فقط ارواح خاک مرده هات چاخان پاخان ننویس و با احساسات پاک و زلال ما بازی نکن.
همسرش جان؟ بیموئی؟ خوش بیموئی!
گفته باشم من مازندرانی نیستم اما بعضیشان را دوست میدارم!
پاسخ:
آخه به روح معتقدی؟
هرچد به روایتی از یه خون نیستیم، ولی تو دیگه چرا؟
من چاخان مینویسم؟

برای دلمون

پاسخ:
خیلی هم خوب
سلام
دقیقا من که کنار وبم سیر تا پیاز همه سوالاتون رو مدت هاست جواب دادم
چون میدونستم یه روز اینو میپرسید
:P
پاسخ:
آفرین آفرین.
هوم؟میرازا این سوالا رو منم دارم
من مینویسم که خالی شم هر چند بعضی وقتا به جای اینکه خالی شم پرتر میشم،درگیرتر میشم،خسته تر میشم...
یه وختایی هم انقد عصبی میشم که نمیتونم حس و حالمو بنویسم که دلم میخواد زمینو گاز بزنم!
پاسخ:
ببین تو خیلی داغونی آخه. یکیو میشناختم اینطوری بود مُرد :D
ینی در این حد؟:(
پاسخ:
وحشتناک تر حتی
میرزا هنوز تصمیمی در مورد رجوع (همون بازگشت میشه دیگه؟)به بلاگفا نگرفتی؟هوم؟
میرزا به عمه اعتقاد داری عایا؟
پاسخ:
هفت بار به عمه اعتقاد دارم. ولی خودتی :D

من که برا دل خودم و برای تبادل دیدگاه و به اشتراک گذاشتن عقایدم و احساسات لحظه هام و...

پاسخ:
خوبه. مچکرم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی