یه مشت حرف های خُب که چی! گونه

آپانـدیـسـی که دلش میخواست بتــرکد

یه مشت حرف های خُب که چی! گونه

آپانـدیـسـی که دلش میخواست بتــرکد

کارت عروس 2

چهارشنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۲، ۱۱:۴۸ ق.ظ

قابل توجه دوستان و آشنایان و وابستگان و متوسلان و این سمتی ها و اون سمتی ها و دوماد وری ها (عروس وری ها که در کارت عروسی 1 مطالعه فرمودید)میرساند.  مجلس شادی ای راس ساعت فولان در تاریخ بیصار در اونجا برگزار خواهد شد. پذیرایی به صرف متنوع ترین غذا ها از  سرد و گرم و فست فودی و خانگی و آبکی و نونکی انجام خواهد پذیرفت. و به دلیل وضع مالی خراب از سرو میوه و شیرینی معذوریم . همچنین به دلیل فوت عزیز از دست رفته ، قر هایتان را در کمر نگه دارید و در خانه ی خودتان خالی کنید . پس نهایت شادمانی  خلاصه میشود در تشویق عروس و داماد به صورت دو انگشتی. چرا که هزینه ی تالار بیش از حد بالا بود بنا بر این مسجد محل را انگشت، و خدام آن را راضی نمودیم. آشپزخانه و یک اجاق گاز سه شعله به صورت آنلاین در خدمت شماست برای گرم کردن غذا هایی که از منزل برای خود میآورید. دوستانی که غذای آنها به اجاق و مصرف بی رویه گاز نیاز نداشته باشند از امتیاز نوشابه یک نفره و یا دوغ بهره مند خواهند گشت.

نگهداری و حفظ نظافت اجاق گاز نشانه شخصیت شما میباشد.

و در آخر عزیزانی که قصد دارند هدیه ای را به عروس و داماد اهدا کنند بعد از تشویق های دو انگشتی بیرون نروند تا خدایی نکرده فراموش نکنند این عمل نیک و خدا پسندانه را.

در بالای این کارت هم یک شماره  وجود دارد که طبق قرعه کشی از سه نفر از عزیزان حاضر جهت کمک هزینه سفر به مشهد مقدس بهره مند خواهیم شد.  و نیز در پایین کارت قسمتی برای نظرات و پیشنهادات شما جهت چگونگی دریافت بیشترین کمک هزینه به خانه خدا را پذیراییم.

                                                                        با تشکر دوماد سرخونه


    


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۰۶/۱۳
میرزا مهدی

نظرات  (۱۳)

۱۳ شهریور ۹۲ ، ۱۵:۰۳ خواهر دلبند
با سلام و عرض خسته نباشید...راستش بنده برای سرو غذا پیشنهادی دارم که سالها قبل شخص شخیصی از دوستان فامیلان به ما یاد دادند که اگر زنده اند روحشان شاد...
شما زحمت بکش برای هر خانواده دو دسته ترب رنده شده به اضافه ی یک قوطی کبریت پنیر را با 3 عدد نان لواشی که خیساندی(عرض کردم این مقدار برای هر خانواده است)با مشتان بسیار تنومند در لگن بسار بزرک به حجم همه ی مهمانها آن مواد را بمال ....بزن و بمال....هی بمال و هی بمال....بعد که همهی مواد مخلوظ شد فاالفور درش را ببند تاااااااااااا شب موقع سرو شام...یکی دو نفر که حسن سلیقه ای دارند را بیاور تا این مواد را گردالی گردالی کنند و در دیس بپینند...برای تزیین هم ترب کافیست.انشاله خوشبخت بشوید
لازم به ذکر است موقعی که درب لگن را باز میکنید سریع خودتان را به گوشه ای پرتاب کنید چون گاز و بوی بسیار کشنده ای از ترب که در لگن مدفون شده به طرز وحشتناکی در فضا خواهد پیچید......
پاسخ:
:)))))))))))
یحتمل به همین راز آشپزی شما متوسل خواهیم شد
به جای این حرفا و فکر کردن در مورد مراسمی که وجود نداره  و مهمونایی که پیچوندی ،پاشو ساکتو ببند ،لیست سوغاتیهاتو بنویس(تسبیح 100تومنی بگیر،اول زندگی بهت فشار نیاد)،هتلی،مسافرخونه ای،خونه ای... ردیف کن،بلیت(آخرشم نفهمیدم با "ط" مینویسن یا"ت") هواپیمایی،قطاری،اتوبوسی برا رفتنت فکر باش...پاشو وقت تنگه...آخه آدم 1 هفته مونده به عروسیش این فکرا رو میکنه؟؟؟.....پاشو کاکو وقت تنگه.....
پاسخ:
اوه ببین داری لو میدی که کی هستیا. تا اینجاش که شیرازی زدی. راستش تسبیح که خریدم. نه دونه ای صد تومن بلکه دسته ای صد تومن. شما میگی یه هفته مونده؟ من میگم چهار روز مونده هنوز تکلیف ندارم
خاهر دلبند:)))))
عه میرزا از سمت چپ اومد راست:ی
آقا فک کردی هی شرایطُ سخت کنی و حرفتُ عوض کنی ما جا میزنیم؟ اگه وسط کویر ، توی چادر هم عروسی بگیری من به شخصه میام عروسیت!
ضمنن مشهد رفتی واس من زرشک و زعفرون سوغاتی بیار. دعا معا و سلامتی خودت به کارم نمیاد
پاسخ:
خیلی خبیثی :D
الان تو باید بشینی منو دعا کنی که خوشبخت بشم. بعد سلامت باشم. زعفرون به چه کارم میاد میرزا. خودتو عشقه و از این حرفا. بگو. د بگو یالله
نمیدونم چرا این آهنگو میشنوم یادم به میرزا می افته...."عروسی متیه(مهدی) و کوچه آینه بندونه .....کت شلوار بابام تنم و....رخصت......خواننده اش رو نمیدونم اما فک میکنم شبیه همین خواننده باشی میرزا با اینکه نه تو رو دیدم نه خواننده را.....
پاسخ:
نه دیگه الان دیگه دارم یقین پیدا میکنم خیلی آشنایی
هیه.....خو جاتو عوض کردی آدم سختشه بیاد خو

پاسخ:
تو که کلا همیشه سختته

:)))...عالی بود..

فک نکنم با این توصیفات بابا مامانتم بیان میرزا...اون شماره های کارت و قرعه کشی ایده ی خوبیه اتفاقاً...

پاسخ:
عه از کجا فهمیدی؟ باور کن همین خواهر جان دلبند هم هنوز باور نداره و یه لنگ به هواست :D

خدا نکشتت مرد

بعد از گذروندن این روزهای پر از حاشیه ام این اولین باری بود که خندیدم

خندیدنی که باید دک و پوزمو جمع میکردم بقیه نفهمند

درضمن میرزا

ته بائوتی مه دریا نشومبه ... فاطیه همرا نشومبه...

بدی ته ره دریا بدیمی! فاطیه همراه بدیمی؟

فاطی...

ته بائوتی مه دَرزِن نوومبه ، دلبر جانه برار زن نوومبه

بدی ته ره درزن بدیمی! دلبر جانه برار زن بدیمی؟

خواخر دلبر جان

ته بائوتی مه لاغر نوومبه ... فاطیه شی خواخر نوومبه

بدی ته ره لاغِر بدیمی... فاطیه شی خواخر بدیمی

:)

پاسخ:
جدا خدا رو شکر لبخندتان مستدام
۱۴ شهریور ۹۲ ، ۱۵:۰۷ خواهر دلبند
چی چی بیه میرزا جان ؟ خانوم دوووووووودی جان چی چی گینی؟ من نوفهمم کااااا
پاسخ:
هچی نَیه! گِنه:
تو گفتی من دریا نمیرم/ همراه فاطی نمیرم
دیدی لب دریا دیدمت؟/ همراه فاطی دیدمت؟
الا آخر..... یه چی تو مایه های لی لی لی لی حوضکه.

برو گم شو تو هم با این عروسیت

تموم شه این عروسیت از دستت راحت  شیم ما

پاسخ:
میثم امروز یه خبر بد جدید شنیدم. فکر کنم بندازیم آخر پاییز.
میرزا جان میگم من گفتم آقام کار داره نمیتونیم بیایم؟ مدیونی اگه فک کنی دارم جیم میشم از کادو دادن و پول واریز کردن و کلن با طناب میرزا تو چاه رفتن!!!!

البته به همه مهمونات میتونم شام بدم!
با دس پخت خودم!
همسرم بهش میگه غذاهای دودی! ولی شما بخون غذاهای ذغالی!
خلاصه در خدمتیم! دوستان میتونن تشریف بیارن!

قوربان شوما!

:)


راستی این کد امنیتی داره قر میده! واس همین کجه! گفتم حواست باشه مچد(مسجد حتا) راش ندی.
پاسخ:
:D :))))
دستت درد نکن پ آدرس بده برسیم خدمتتون
مسخره کردی مارو میرزا؟من واقعا جدی گرفته بودم
کامنت بنده کجاس پس؟
۱۶ شهریور ۹۲ ، ۲۱:۲۹ نویسنده ی بی مخاطب
خیلی خلاقانه و عالی بود واقعا!
کلی خندیدم من که.

پاسخ:
خوش اومدی دکتر :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی