یه مشت حرف های خُب که چی! گونه

آپانـدیـسـی که دلش میخواست بتــرکد

یه مشت حرف های خُب که چی! گونه

آپانـدیـسـی که دلش میخواست بتــرکد

اُفتِرگو میشم: یونِئِسی نانابیلی.

يكشنبه, ۱ دی ۱۳۹۲، ۰۵:۱۸ ب.ظ

1

یه زبون به احتمال من دراوردی هست که بهش میگن مُطربی. کاربردش برا مواقعی بود که میخواستی تو یه جمع به یکی یه چی بگی که دیگران نفهمن، و زمانی که زبون هیچ قومیتی رو بلد نیستی و یا دوست نداری دیگران بهشون بر بخوره که مثلا درگوشی حرف زدی و با زبون قوم خودت پچ پچ کردی، به کار میره. و چون آهنگ قشنگی داره میتونی وانمود کنی که داری با خودت زمزمه میکنی و دری وری میخونی. مثلا میخوای به طرفت بفهمونی که پول نداری و حواسش باشه جلو مهمونا گاف نده و جلو مغازه پغازه نره و از این دست موارد؛ میگن: (یا اُفترگو میشن)

یونئسی نانابیلی(U Ne'ci Nanabili)  یعنی پول ندارم . یا پول ندارما.


2

آقا بعضیا چطوریه که انقدر پول دارن؟

مثلا یه جون هم سن من از کجا آورده یه همچین ماشینی زیر پاشه و میگه با زحمت خودم خریدم؟

والله من حتی اسم اون ماشینه رو هم نمیدونم. صبر کنین تو گوگل پیداش کنم..........

................ نمیشه که. باس اسمشو بدونم تا سرچش کنم. از اینا که جلوش اینجوریه و بغلای درش از اینا داره. همون ماشینا که از توش میشه تا کف پای ماشین کوچولو ها رو دید. اتوبوس نه ها. یه ذره کوچیک تر. حالا ولش کن.

چطوری خریده؟ کار کرده؟ میگن بالای دویست میلیون پولشه. نه بابا. تومن. آره.

بعد من حساب میکنم میبینم نمیشه. خوب اون خونه ی مجلل و چند هزار متری و ...

آخه لامصبا یکی به من توضیح بده. 

ارث؟

آخه چقدر؟ همون آدمو که میشناسم پنج تا بچه هستن. باباشون هم که تو دار دنیا هیچی نداشت. از بابا بزرگش هم که بخواد رسیده باشه میشه بالای بیست سی تا ارث خور. بعد یعنی بابا بزرگه چقدر درامد داشته؟

وای بو دود میاد.

بابابزرگ من هکتار هکتار زمین زراعی داشت. دو سال پیش رفتن فروختن پولش شد دو تا گاو ماده با صد متر زمین مسکونی تو همون شهر. یا من شاسکولم و حساب کتابم مورد داره و یا یه کاسه ای زیر نیم کاسه ست. (نه بعید میدونم. کاسه کدومه؟ نیم کاسه چیه؟) خوب بابا یارانه تونو بدین به ما لا اقل. بخدا به جایی بر نمیخوره. د آخه لا مصبا اینجا هشتاد تا سهامدار ماهی 5000 تومن نداشتن بدن به من که بشه چهار صد هزار تومن  . اخراجم کردن به خاطر بودجه ی کم. سهامداران سرمایه دار ما هم، ندارن. شما از کجا میارین؟ 

ناله نمیکنما. عر هم نمیزنم. فقط برای اینکه اطلاعات عمومیم بره بالا میخوام بدونم. کسی چه میدونه شاید روزی جوابش شد پاسخ معما های بچه ها تو مجله سروش کودکان که باس بلد باشیم جلو بچه هامون کم نیاریم.

3

یکی هست که زیاد میاد پیشم. هر بار هم برای مشورت خواستن. ببین دنیا به کجا رسیده که برا مشورت خواستن میان پیش من.

یه بار میگه میخوام یه یه شرکت بزنم. همه چی حله و با یه عده هم حرف زدم گفتن همراهیت میکنیم. 

میرزا! چه شرکتی بزنم؟

یه بار میاد میگه میخوام برم تو کار خرید و فروش. همه چی جوره. با یکی دو نفر هم حرف زدم که پشتیبانیم کنن. میرزا! برم تو کار خرید و فروش چی؟

یه بار میاد میگه میخوام برم تو کار بیزینس . میرزا ! چی خوبه؟

یه بار میاد میخواد برج بسازه.

 یه بار میخواد یه تریلی بخره.

یه بار میخواد مدرسه بسازه که آخرتشو بسازه.

یه بار تعداد بچه هاشو کم میبینه و میگه بچه سرمایه  زندگیه.

یه بار میره تو کار مزرعه داری.

به بار پرورش قارچ میخواد بزنه.

یه بار شتر مرغ. یه بار میفهمه که پوست تمساح برا کیف و کفش.... یه بار.... یه بار....


و هر بار با بی تفاوتی من روبرو میشه و همینطور که اینجا گفتم ، دلسرد میشه و میره.

امروز اومده بود برای مشورت درمورد خرید و فروش ماهی. از شمال به استان های مرکزی ایران. و حتی دادن پیشنهاد شراکت.

میگم من آس و پاسم. میگه همه چی با من . تو فقط کنارم باش. (عجب خریه)

خلاصه باز دلسرد، راهشو گرفت و رفت.

یکی که اکثر مواقع شاهد مشاوره دادن من بوده ، گفت:

میرزا چرا این برخوردو میکنی؟ کمکش کن تا بتونه یکی از ایده هاشو عملی کنه.

و من سکوت کردم. چون دوست نداشتم این یکی بدونه که اون یکی اووووف میلیون بده کاره و از دار دنیا فقط یه موتور داره و یه تخیل تخماتیک. و باز دلم نیومد به این یکی بگم که این بابا ......

ولی قصد دارم این بار خیلی گرم از طرح های پیشنهادیش استقبال کنم و مثلا بهش بگم: برو تریلی رو بخر. منم میام میشم شاگردت. و امسال بهار دسته جمعی با من میریم زیارت.

البته نا گفته نماند که خودمم یه بار قصد کردم یه قطعه زمین بخرم سه طبقه توش بسازم و هر طبقه دو واحد ، تا خواهر برادرا و ننه بابامو همه رو یه جا جمع کنم. یه سری مشکلات اومد سر راهم که نشد. یعنی راستیتش یکی مث خودم دلسردم کرد.

کلا اینو گفتم که بگم: 

بخدا ما بینوایان میخوایم یه حرکتی بزنیم تا یاورمون استاد بشه. 

ولی......

 .....البته با اینکه دیگه این روز ها خجالت و پنهون کاری نداره و با اینکه حتی رییس جمهور جون هم علنا" در عرصه های بین المللی بیان میکنن، ما هم با اقتدار و  سر بلندی و با یک صدا میگیم: یونئسی نانابیلی


مُهم: بابا شما هم با بلاگفاتون. اعصاب ما رو ریخت بهم. چرا وبلاگاتون باز نمیشه. اه. تو این گرونی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۰/۰۱
میرزا مهدی

نظرات  (۱۱)

ترکیبی بود بس جالب :دی
اولا که این یونئسی نانابیلی جالب بود..واسه آدمهایی مث ما زیاد به کار میره :دی مقسی :دی
اما این که اون پولهارو از کجا میاره..خب طبیعتا از راه غیر حلال...شک هم نکن..یقین داشته باش..کسی که نه ارثی نه مدرک گنده و کار آسی بلد نباشه یقینا از راه غیرحلال اورده..مثل نزول خوری :)
در کا اما..واقعا چه میشه کرد....
پاسخ:
کاری که نمیشه کرد. ولی خوب خداییش هم من یکی جرأت ندارم قاطعانه بگم حرومه. ولی خوب....
۰۱ دی ۹۲ ، ۲۱:۰۶ بامداد خمار
میخوای بگی دلسرد میکنی و برات مهم نیست؟؟؟!!
اینو که من فهمیدم
آقا یکاری کن برو دفتر مشاوره بزن ازهر مشاوره خداتومن پول بگیر!!!
راجع به مطلب اولت ...عاشق این صحبتای دونفره م که هیشکی نمیفهمه
پاسخ:
یه چی بگم؟ 
خودمم نمیفهمم :D
۰۱ دی ۹۲ ، ۲۱:۰۷ بامداد خمار
سلام پیمان
پاسخ:
بله خیلی ممنون
سلام علیکم :دی
پاسخ:
جـــــــــــــــان؟؟؟؟؟؟
۰۱ دی ۹۲ ، ۲۳:۲۵ گیس بریده
اینکه از کجا اوردن؟ خب برادر من عرضه داشتن پول جمع کردن...اصن همین نزول دادن و نزول خوردن هم عرضه میخواد که من و توی نوعی نداریم...داریم؟
من و توی نوعی عرضه که هیچ شانس هم نداریم...دست به دریا بزنیم خشک می شه در این حد...
کلا و در مجموع در تمام طول عمرمون یونئسی نانابیلی
پاسخ:
خدا وکیلی خوب اومدی. حالا من دو تا عرضه داشتم. تو چی؟ بی عرضه ی گوشواره فروش
:)))
۰۲ دی ۹۲ ، ۱۰:۳۴ "یک من دیگر"
والا از زمانی که ما یادمون میاد یونئسی نانابیلی بودیم! ینی تا کلاس چهارم خوب بودیما ولی از کلاس چهارم به این ور یهو شدیم یونئسی نانابیلی! بعدشم که ازدواج کردیمو کلا با یونئسی نانابیلی ازدواج کردیم! راجع به اینکه این جوونا که از کجا اوووف تومن پول میارن بین علما اختلاف است شدید! ولی ما یکیش رو می شناختیم که فکر کنم از این دست و پا چلفتیاش بود الان گوشه زندونه داره آب یخ می زنه بر بدن! طولانی هم شد که شد!
پاسخ:
حالا گوشه ی زندون هم باشه عیب نداره. ولی یه روز هم شده یه اووووووف تومن پول دستمون باشه هم برا خودش نعمتیه. قول میدیم آخر روز پسش بدیم
1-افترگو میشم هم معنی خاصی داره؟
2- میرزاجان اگه فهمیدی به ما هم بگو.
3- میرزا منم میخام یه پیست اسکی طرفای خودمون راه بندازم. نظرت چیه؟ :)
4- خجالت نداره، ولی درد داره این بی پولی...
پاسخ:
افترگو میشم یعنی : میگم
عالیه عالیه تو بزن موفق میشی
۰۲ دی ۹۲ ، ۱۳:۱۸ خواهر دلبند
ایرزائم.ما؟
تز.ن.هازا.  چیزی.زیزی که زه ما زا از زی زین زز بازان یازاد گز رزف تی زیم هزم میزین بوزود!
وازالازا. . .
ای تیئما؟ به امانم.ما افتگوشو اولئپی نانابیلی.
دو یو آندرستند ننه؟
پاسخ:
:)) آزاره زه بازابازا فزهمیزیدزم. اوزون ززبوزونز ززرگزریزیزه. ایزینجوزوریزی بازایزد حزرف بززنی. فزهمیزیدی؟ وزلی مزن دازارزم میزیگزم. ززبوزونز مزطرزبیزی. :))
۰۲ دی ۹۲ ، ۱۵:۰۳ خواهر دلبند
راستی میرزا؟
افترگو میشم نه.دلبندم؛
افتگو میشم!!!!!!
 و من ا.. التوفیق
پاسخ:
تقبل الله

یونئسی نانابیلی

:)

پاسخ:
آخی! الهی الهی. تو هم ؟ 
خب عزیز من معلومه که پول منو تو رو میخورن که اینقد پولدارشدن از تو تخم ننش که ارز نمیفروخته!!!
یه مشت عقده ای....
بله بله برحق همون
یونئسی نانابیلی
پاسخ:
:D

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی